مقالات

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(نشریه هادی شماره 95)

آیه 36: «فازلّهُما الشَّيطنُ عنها فاَخرَجَهُما مِمّا كانا فيه و قُلنا اهبِطوا بعضُكم لِبَعضٍ عَدُوٌ و لكم فى الارضِ مُستَقَرٌّ و متاعٌ الى حينٍ»

گزيده تفسير

پس از نهى الهى در بهره ورى از شجره ممنوع، شيطان وارد عمل شد و با وسوسه، زمينه خروج و هبوط آدم و حوا را از منزلتى كه داشتند فراهم ساخت، كه در بخش نخست آيه به آن اشاره شده است. در بخش دوم آيه، از عدم شايستگى آنان براى ماندن در بهشت و در نتيجه از فرود آمدنشان از محيط آرام و كانون آسايش و بى درد و رنج بهشت به محل زحمت و مشقت و جايگاه نزاع ها و عداوت ها، يعنى زمين، سخن رفته است. 

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (نشریه هادی شماره 95)

اِنَّ الدّينَ عِندَ اللهِ الاِسلمُ ومَا اختَلَفَ الَّذينَ اوتوا الكِتبَ اِلاّمِن بَعدِ ما جاءَهُمُ العِلمُ بَغيًا بَينَهُم ومَن يَكفُر بِآيتِ اللهِ فَاِنَّ اللهَ سَريعُ الحِسَاب (19)

گزيده تفسير

خداي سبحان از خطوط كلّي اديان الهي با اسم فراگير «اسلام» ياد مي‌كند و آن را صحيح مي‌شمارد؛ همچنين ريشه اختلاف صاحب نظران را پس از شناخت حق، ستم مي‌خواند و كساني را كه پس از مشخص شدن حق و نيز مشاهده آيات الهي كفر مي‌ورزند، تهديد مي‌كند، زيرا چنين كساني در حقيقت نداي دعوت به دين حق را ناشنيده انگاشته و مانع وصول فطرت خود و ديگران به معارف دين مي‌شوند و آن (دين) را از حيات و بالندگي باز مي‌دارند و خداوند كه سريع الحساب است، بي‌درنگ ناكامي و خسران را كه ثمره كفر به آيات الهي است، بهره آنان قرار مي‌دهد.

رساله الولایه (تشریه هادی شماره ۹۴)

شواهد نقلی امکان شهود و رؤیت خدا

شواهد قرآنی

1-نظر به پروردگار

«وجوه یومئذٍ ناضرة * الی ربّها ناظرة» (سوره قیامت آیات 22 و 23)

یعنی در برابر بعضی از چهره هایی که در قیامت عبوس و غمگین و در هم کوبیده اند، چهره هایی نیز در آن روز از شادمانی برافروخته و نورانی و با طراوت هستند. این چهره ها نظر بر جمال پروردگار خود می نماید و خدای خود را با چهره (نه با چشم) می نگرند تا او را ببینند.

پس در این آیه سخن از نگاه با «عیون» و چشم سَر نیست، بلکه سخن از مشاهده «وجوه» (به معنای چهره هستی نه صورت بدنی) است. نگرش چهره و وجه قلب غیر از نگرش چشم و همچنین غیر از توجه صورت است.

تفسیر شریف تسنیم سوره آل عمران (نشریه هادی شماره 94)

بسم الله الرحمن الرحیم

ادامه اشارات و لطایف آیه 17 سوره آل عمران

ه . آثار نماز شب

يك. امام صادق(عليه‌السلام) در پاسخ به سؤالي درباره آيه كريمه ﴿سيماهُم في وُجوهِهِم مِن اَثَرِ السُّجود﴾ فرمود كه بيداري براي نماز در چهره آنان ظهور كرده است: هو السّهر في الصلاة.

دو. امام صادق(عليه‌السلام) فرمود كه خانه‌هايي كه در آن‌ها نماز شب مي‌خوانند و قرآن تلاوت مي‌كنند، براي اهل آسمان‌ها روشن‌اند، همان‌گونه كه ستارگان براي اهل زمين نورافشاني مي‌كنند.

سه. درباره آيه ﴿اِنَّ الحَسَنتِ يُذهِبنَ السَّيِّئات﴾ امام صادق(عليه‌السلام) فرمود كه نماز شب، گناهان روز را محو مي‌كند: صلاة المؤمن بالليل تذهب بما عمل من ذنب بالنّهار

چهار. امير مؤمنان(عليه‌السلام) فرمود كه اگر مستغفران سحرها نبودند، خدا عذاب نازل مي‌كرد.

پنج. امام صادق(عليه‌السلام) فرمود كه شب زنده‌دار هرگز به ديگران نيازمند نمي‌شود، زيرا خداوند راه كسب صحيح را به او نشان مي‌دهد و ضامن آن خواهد بود.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(نشریه هادی شماره93)

آیه 32-قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العليم الحکيم

    پس از پاسخ تفصيلي و عملي خداوند به سوال فرشتگان، آنان به دليل اين موضوع که جعل خلافت براي انسان است و عدم آن براي فرشتگان، پي­بردند و دريافتند که حتي توان گزارش از اسما حسني الهي را بدون انباي آدم ندارند و در اين زمان عزضه داشتند که تو منزهي و ما چيزي جز آنچه تو به ما تعليم داده­اي نمي دانيم و تو دانا و حکيمي.

سوال اولي که اينجا مطرح مي­شود اينکه خداوند از چه چيز منزه است.

  يک احتمال اينکه وقتي فرشتگان به ضعف خود در دريافت حقايق بدون واسطه از خداوند پي­بردند، خداوند را از بخل نسبت به خود، منزه دانستند.

  يک احتمال ديگر اينکه خداوند را منزه بدارند از علمي که بدون خواست و تعليم خداوند براي انها حاصل شود.

  يک احتمال ديگر اينکه خداوند را منزه از انجام عمل بدون حکمت و دليل دانسته و دريافتند که جعل خلافت براي انسان حکيمانه بوده است.

رساله الولایه (نشریه هادی شماره ۹۲)

به نام خدا

توضیح برهان

انکار روح سبب غفلت انسان از عوالم ماوراء

حقیقت انسان در محدوده عالم طبیعت و بدن مادی متوقف نیست، بلکه انسان دارای نفس مجرد است و به سبب آن با عالم ملکوت و ماورای طبیعت اربتباط دارد. اما اتحاد نفس با بدن و تعلقش به بدن موجب پدیداری این پندار می شود که حقیقت انسان مساوی با بدن است و نفس همان بدن و بدن عین نفس است و همه حقیقت انسان همانست که در تالار تشریح  دیده می شود.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره (نشریه هادی شماره 92)

بسم الله الرحمن الرحیم

آیه 31- و علم ادم الا سماء كلها ثم عرضهم على الملائكهفقال انبئونى باسماء هولاء ان كنتم صادقين

تفاوت تعلیم و تدریس

تعلیم غیر از تدریس است و تعلیم یک شیء از تعلم و یادگیری آن جدا نیست.تعبیر به(علّم)در جایی است که حقیقت علم درجان متعلم بنشیند،برخلاف تدریس که با جهل و عدم توجه مخاطب قابل جمع است؛یعنی گاهی موثر است و اثرش یادگیری است و گاهی هم اثری نمیبخشد.آنچه در جوامع علمی بشر رایج است تدریس است،نه تعلیم.درحالی که آنچه خدای سبحان نسبت به انبیاء داشته و درآیه محل بحث آن را درباره آدم (ع)مطرح می کند تعلیم است که هیچ گونه سهو و نسیان و جهلی درآن راه ندارد.درنتیجه تعلیم همه اسماء به آن حضرت از فراگیری و عالم شدن آن بزرگوار به همه اسماء،جدانیست.

تفسیر شریف تسنیم سوره بقره(شماره 91 و 92)

سوره بقره، آيه 30  

و اذ قال ربك للملائكه انى جاعل فى الارض خليفه قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال انى علم مالاتعلمون

مراتب خلافت

خلافت الهى درجات متعدد دارد؛ زيرا خداوند، ظهورهاى متفاوت دارد و آنچه در آيه محل بحث مطرح است خلافت خليفه تام و كامل است كه كار خداى سبحان را به اذن او در همه شوون جهان امكان انجام مى دهد؛ يعنى چون خداى سبحان عليم و قدير بالذات است، انسان كامل نيز مظهر تام آن عليم و قدير است و عالم به علم الهى و مقتدر به قدرت الهى و متخلق به اخلاق الهى است و محدوده جهان تكوين براى او، همانند محدوده بدن براى هر انسان است كه هر كارى را اراده كند به اذن خدا مى تواند آن را انجام دهد و چنين انسان كاملى هم در ذات (به اصطلاح حكيمان) و اوصاف ذاتى و هم در اوصاف فعلى و آثار عينى خليفه الله است ؛ ذات و صفاتش خليفه ذات و صفات خداست و افعال و آثارش ‍ خليفه افعال و آثار خداست ؛

اگر كسى واجد اوصاف كمال خداوند باشد فى الجمله داراى خلافت او خواهد بود، ليكن تفصيل درجات آن به اين شرح است :

1- اگر ثبوت صفات كمالى براى كسى در حد حال بود كه قابل زوال است و قبول زوال آن نيز سريع خواهد بود. چنين شخصى خلافت او از خداى سبحان در حد حال است، نه زايد بر آن.

2- چنانچه به مرحله اى رسيد كه اوصاف كمالى براى وى در حد ملكه بود، (يعنى گرچه قابل زوال است ليكن قبول زوال آن كند خواهد بود) چنين شخصى خلافت او از خداوند در حد ملكه است، نه زايد بر آن.

3- اگر به درجه اى بار يافت كه صفات كمالى براى او در حد تقويم ماهوى بود، يعنى مقوم ماهيت او شد و يكى از اجزاى ماهوى او را تشكيل داد مادامى كه آن ماهيت موجود است زوال پذير نخواهد بود. چنين شخصى خلافت او از خداى سبحان در حد تقويم ماهوى اوست، نه زايد بر آن.

4- چنانچه به قله هرم تكامل نايل آمد به طورى كه صفات كمالى براى وى در حد تقويم وجودى بود نه ماهوى و به نحو عينيت بود نه جزئيت، يعنى كمال هاى مزبور عين هويت او بود نه ماهيت و نه به نحو جزئيت ؛ زيرا وجود، اصيل و بسيط است و از هر گونه تركيب و تجزيه منزه است و اگر كمالى براى آن ثابت شد حتما به نحو عينيت ست، نه جزئيت، چنين انسان كاملى خلافت الهى عين هويت وجودى او خواهد بود و فرض زوال با حفظ هويت فرض جمع دو نقيض است ؛ زيرا سلب شى ء از نفس خود همان جمع دو متناقض است. خلافت چنين انسان كاملى از خلافت ديگر خلفا برتر است.

تسنیم (گردان قم) نشریه هادی شماره 90 و 91

زُيِّنَ لِلنّاسِ حُبُّ الشَّهَوتِ مِنَ النِّساءِ والبَنينَ والقَنطيرِ المُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ والفِضَّةِ والخَيلِ المُسَوَّمَةِ والاَنعمِ والحَرثِ ذلِكَ مَتعُ الحَيوةِ الدُّنيا واللهُ عِندَهُ حُسنُ المَئابِ (14)

گزيده تفسير

دوستي مشتهيات گوناگون غريزي، عاطفي، مالي و... از زنان، پسران، اموال فراوان و انباشته مانند زر و سيم، اسبهاي متشخص، دامها و كشتزارها براي مردم آراسته شده؛ ليكن اينها متاع ناچيز زندگي دنياست و فرجام نيكو نزد خداست.

خداي سبحان خود را فاعل زينت‏بخشي زمين، آسمان و فطرت آدميان مي‏داند و هر زينت‏بخشي ممدوح هم از او وهم از نزد اوست و هر زينت‏بخشي مذموم تنها از نزد اوست (هر پديده امكاني اگر خير باشد بي‏واسطه به خدا نسبت دارد و چنانچه شر باشد با واسطه)؛ ليكن سباق و سياق آيه مورد بحث كه در پي توبيخ و تحقير شهوت‏گرايان است مي‏رساند كه فاعل تزيينِ حبّ شهوات، شيطان است نه ذات اقدس خداوند. تزيين اعيان خارجي به خدا منسوب است؛ ولي تزيين اوصاف نفساني دسترس وساوس شيطاني كار شيطان است.

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها