درس 8 و 9 حکمت عرفانی(براهین وحدت شخصیه وجود)

حکمت عرفانی

درس 8 و 9

براهین اثبات وحدت شخصیه وجود

 

آیا استدلال و برهانی برای وحدت شخصیه، وجود دارد؟

از دید عرفا این بحث صرفا برای رعایت حال کسانی است که به تجربه های عارفانه دست نیافته اند. زیرا کسی که به مرحله شهود عرفانی رسیده و حقیقت واحد لایتناهی را به مشاهده نشسته باشد، دلیلی برای اثبات این حقیقت نمی جوید و اساساً چنین دلیلی را برای اثبات آن حقیقت مشهود، یافتن و جستن آفتاب در وسط روز  و در هوای صاف با نور شمع می داند.

اما کسانی که به تجربه های عارفانه نرسیده اند قطعا باید با دلیل و برهان وحدت شخصیه را دریابند.

 

 

 

 

ادله ای که برای اثبات وحدت شخصیه وجود دارند سه دسته هستند

الف-ادله عقلی

1-    برهان وجود ربطی و فقری

2-    برهان صرف الوجود

3-    برهان بی نهایت

ب-ادله نقلی

ج- برهان تواتر

 

برهان وجود فقری و ربطی

وجود به دو دسته تقسیم می گر دد : «وجود فی نفسه» و «وجود فی غیره» تقسیم می گردد. وجود فی نفسه وجودی است که «نفسیت وجودی» دارد و اگر چه معلول باشد ، با نگاه به خود آن اصل وجود بودن او بدون لحاظ چیز دیگری تأمین است و فهم معنای وجود از آن نیاز به لحاظ غیر ندارد اگر چه خود معلول باشد. ذاتا از سنخ وجود است. «وجود فی غیره» وجودی است هیچ نفسیت وجودی ندارد، زیرا اساساً از سنخ وجود نیست. بنابراین در اصل تلقی وجودی از آن محتاج لحاظ غیر است، و تا غیر لحاظ نشود، وجود بودن آن از ریشه بی معناست. تأمل عمیق در این مسئله، ما را به این مطلب رهنمون می کند که اساساً وجود فی غیره یا وجود ربطی، به حیثیت تقییدیه غیر، وجود و موجود است. به عبارت دیگر وجود فی غیره یا ربطی در اصل وجود بودن و فهم معنای وجود از آن محتاج غیر است و از این رو حیث تقییدی در میان خواهد بود.

از طرفی دیگر در حکمت متعالیه این مطلب به تثبیت می رسد که معلول، از قسم وجود ربطی و فی غیره بوده و امکان ندارد که از قسم وجود فی نفسه باشد.به عبارت دیگر معلول چه در حدوث و چه در بقا هیچ استقلالی ندارد و قائم به علت خود که مفیض اوست، می باشد.

نتیجه این دو مقدمه اینست که همه معلولها به حیثیت تقدییدیه غیر موجود هستند.

 

برهان صرف الوجود

برهان بی نهایت

بی نهایت دو گونه است. بی نهایت بالقوه و بی نهایت بالفعل. مثلا انسان از قسم بی نهایت بالقوه است به این معنی که ظرفیت گسترش و تکامل وجود الی الابد را دارد لیکن همیشه در میزان فعلیت یافته خود متناهی و محدود است. مانند ظرفی که اگر چه محدود است ولی قابلیت اتساع دارد و هر چه در آن بریزیم متسع می گردد.

خداوند از قسم بی نهایت بالفعل است که هم اکنون در فعلیت خود بی نهایت است و در موجودیت فعلی حد و مرزی ندارد. این امر در کلام و فلسله مشاء و اشراق و حکمت متعالیه مورد اتفاق است.

از طرفی یک وجود بیکران جایی برای غیر نمی گذارد و همه مواطن هستی و واقعیت را فرا گرفته و جایی برای وجودی دیگر به منزله مصداق بالذات وجود و موجود نخواهد گذاشت.

نتیجه: وجودات دیگر مصداق بالذات موجود نیستند و وجودی جدا از خدا ندارذد بلکه همه به وجود حق و با حیث تقییدی وجود او موجود و متحقق اند.

 

ادله نقلی

اگر ظواهر متون شریعت را دست نزده و خود را در وادی تأویل ها و توجیه های نادرست و مخالف ظاهر نیندازیم و برداشت های عقلیِ سطحی خود را بر آنها تحمیل نکنیم ادله نقلی فراوانی برای وحدت وجود در متون نقلی یافت می گردد.

هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شیءٍ علیم (سوره حدید آیه 57)

فاینما تولّوا فثم وجه الله (سوره بقره آیه 115)

توحیده تمییزه عن خلقه و حکم تمییز بینونة صفة لا بینونه عزلة.(امیر المومنین علیه السلام)

ما رأیت شیئا الا و رأیت الله قبله و بعده و معه. (امیر المومنین علیه السلام)

آیات فراوان دیگر از قرآن کریم

 

یا هو یا من لا هو الا هو (اذکار که حضرت امیر از خضر علیهما السلام اخذ کرده اند»

در مباحثه امام صادق «علیه السلام» با ابن ابی العوجاء داریم : «و اما خدای بزرگ مرتبه و فرمانروای پاداش دهنده، هیچ مکانی از او خالی نیست و هیچ مکانی بدو مشغول نیست و به مکان و جایی نسبت به مکان و جای دیگر نزدیک تر نیست..»

امیر المومنین علیه السلام می فرمایند: «خداوند در همه چیزها هست بدون آنکه با آنها در آمیزد و ممزوج شود و بدون آنکه از آنها جدا باشد»

یا امیر المومنین در مباحثه با عالم یهودی از کتاب یهودیان از قول حضرت موسی علیه السلام استشهاد می کند «پاک است خدایی که هیچ جا و مکانی از او خالی نیست و به هیچ مکانی از مکان دیگر نزدیک تر نبوده است»

از جمله این ادله نقلی اخبار کثیر و مستفیضی است که می گویند: خداوند متعالی واحد است، اما نه به وحدت عددی.

امیر المومنین می فرمایند «چنین معنایی (اینکه منظور از یکی بودن خداوند، یکی و واحد بودن در اعداد و ارقام باشد) قطعا جایز نیست. زیرا آنچه دومی ندارد، داخل در اعداد و ارقام نخواهد بود. آیا نمی بینی آن کس که گفت خداوند ثالث ثلاثه است کافر شده است»

و همچنین فرمودند: «واحد لا بعدد» و همچنین در خطبه ای دیگر می فرمایند «من حده فقد عدّه» (هر کس او را محدود بداند، او را به شماره آورده است).

همچنین امام صادق می فرمایند: «خداوند احد است، اما نه بدان صورت که به معنای عددی برگردد، ظاهر و آشکار است ، اما نه به آن شکلی که به مباشرت با اشیا بینجامد، متجلی است، اما نه به آنکه دیده شود، باطن و پنهان است، اما نه به آنکه از اشیا زوال یابد و جدا شود»

همچنین از جمله ادله نقلی روایاتی هستند که صفات را از خداوند نفی می کنند.

(جهت رؤیت ادله نقلی بیشتر و اسناد روایات یاد شده به کتاب حکمت عرفانی مراجعه بفرمایید)

 

برهان تواتر

اگر انسان خود اهل شهود و مکاشفه نباشد، می تواند بر مکاشفات عرفانی که به نحو تواتر و با حفظ شرایط آن ، از اقوام و ملل و نحل مختلف و متفاوت نقل شده اعتماد کند، همچنانکه امروزه نیز یکی از راههای اثبات حقانیت معارف عرفانی و شهودی را بررسی آماری گزارش هایی می دانند که در گوشه و کنار دنیا ارائه شده است. مشابهت فراوانی بین همه عرفا در گذر تاریخ به چشم می خورد و وقتی این مشابهت و اتفاق به حد تواتر برسد، خود برهانی کامل و مسلم و بی خدشه بر درستی مدعاتی همچون وحدت شخصیه وجود خواهد بود.

پژوهش های فراوانی در این زمینه وجود دارند که امروز ذیل رشته ای به عنوان عرفان تطبیقی قرار می گیرند.

در آیین هندو، در مشرب نوافلاطونی، در عرفان مسیحی ، در مشرب ویتمن و در مشرب تائوئیسم بر این مطلب اتفاق نظر وجود دارد.

استیس تقربر ویلیام جیمز را در این زمینه چنین بازگو می کند:

«غلبه بر موانع و مرزهای بین فرد و «مطلق» همانا بزرگ تری پیروزی عارف است. در اقوال و احکام عارفانه، ما با مطلق یکی می شویم و از اتحاد و وحدت خود آگاه می شویم. این سنت جاویدان و پیروزمندانه عارفانه ای است که به سختی بر اثر تفاوت های دینی و اقلیمی دگرگون می شود. در آیین هندو، در مشرب نو افلاطونی ، در تصوف، در عرفان مسیحی،  در مشرب ویتمن، همواره یک نوا را ترجیع وار می شنویم. بدین سان در اقاویل عارفانه، اتفاق کلمه و اجماع ابدی ای هست که باید منتقدان را به توقف و تأمل وادارد.»(عرفان و فلسفه، واتر ترنس استیس)

(برای مشاهده جزئیات بیشتر در مکاتب مختلف در مورد وحدت شخصیه و آموزه های عرفانی به کتاب حکمت عرفانی رجوع گردد)

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

شما اینجا هستید: خانه مقاله ها درس 8 و 9 حکمت عرفانی(براهین وحدت شخصیه وجود)